تبليغاتX
وبلاگ چندتاآدم حسابی

وبلاگ چندتاآدم حسابی

بگرد تا بگردی!

چند روزی بود که میخواستم بنویسم ولی موضوع پیدا نمی کردم،

داشتم واسه بار صدم همای رو گوش میدادم که با شنیدن این آهنگ یاد یه چیزی افتادم!

********************

به گردِ کعبه میگردی پریشان.... که وی خودرا در آنجا کرده پنهان

اگه در کعبه میگردد نمایان ......پس ،بگرد تا بگردی.....بگرد تا بگردی

در اینجا باده مینوشی......در آنجا خرقه می پوشی

چرا بیهوده میکوشی؟!!

در اینجا مردم آزاری.........در آنجا از گنه عاری

نمی دانم چه پنداری؟!!

در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری

تو آنجا در پی یاری

چه پنداری؟!...کجا وی از تو میخواهد چنین کاری؟!

چه دیداری؟! ..چه دیداری  که جز دینار و درهم از شما سُفتن، نمیدانم!

*************************

واقعاً اگه یه نگاهی به دور و اطرافتون بندازید چندتا حاجی واقعی میبینید؟!! ( البته مروارید ومهشیدو استثنا بگیرید!)

غیر اینه که میرن واسه تجارت؟! میرن ۴ قلم جنسو ارزون بخرن وبیارن اینجا سود کنن، غیر اینه؟!!

طرف اینجا همه جور موز مار بازی درمیاره ولی از مکه که بر میگرده انتظار داره همه به چشم یه آدم با تقوی بهش نگاه کنن

ولی  یه هفته بیشتر طول نمیکشه! همون آش و همون کاسه!

دوباره نزول خوری! دوباره گرون فروشی! دوباره....

واقعاً شعر بالا خودش همه چیزارو میگه

 

*************************

پ ن۱: این المپیک داره تموم میشه ولی هنوز ما یه برنز هم سفته نکردیم!

پ ن۲: کنسرت همای تا ۳۰ ام تمدید شد ولی بلیتهاش تو نیم ساعت تموم شد، من و رضا هنوز بی بلیت موندیم!

پ ن۳: بازم پگاه شهر باران این استقلالو خوج کرد! ها ها ها!

پ ن ۴من مثل خر واسه پیدا کردن موضوع تو گل گیر کردم! شما پیشنهادی ندارید؟!!

 

 

+ نوشته شده در  2008/8/12ساعت 17:8  توسط عباس  | 

كنسرت هماي

همای

كنسرت هماي (گروه مستان) 23 الي 27 مرداد ماه در فضاي باز حوزه هنري گيلان

 برگزار مي شه.

از دستش ندینا!!!

تر و تمیز با  ماشین تشریف میارین حوزه هنري گيلان(رشت-خیابان بیستون)

بلیت رو هم که خریدین.

صداش گرم.کمی خش دار...سازبندی تقریبا عالی!!!رضا مداحی هم که هست!!!دیگه چی می خوای؟؟؟

یکی از اهنگاش رو دانلود کنید ببینید حال می کنید!!!!!

دانلود کنید.

+ نوشته شده در  2008/8/5ساعت 22:43  توسط رضا  | 

زیارت قبول حاج خانوما!!

مهشید ومروارید- یکی از آدم حسابی ها- دیروز از سفر حج برگشتن، منم بهشون گفته بودم یه سورپرایز پیشم دارید ولی از نظر خودم خوب از آب در نیومد، چون وقت زیادی  نداشتم

قرار بود از این بعد مرواریدو حاج خانوم صداش کنم ولی مثل اینکه مهشید موافق نیست، ولی من که از رو نمیرم!

حاج خانوما! سوغاتی ما چی شد پس؟!!

آهان! راستی! من یه هفته نیستم، دارم میرم مسافرت، مروارید که فکر کنم بعد یه سفر دوهفته ای حالا حالاها نیاد وبلاگ

رضا هم بهش گفتم بیاد ولی چشم ازش آب نمیخوره!

تو این مدت هم چون نیستم که کامنتهارو تایید کنم  پذیرش کامنتهارو آزاد گذاشتم، پس جون من کامنت نامربوط و زشت نزارید! مثل جریان کامنت آقای سلامت نشه یه وقت! یادتونه که! " ژل مخصوص آقایون با خاصیت کلفت ...."

یادتون نره: کامنت هرکس نشانه ی شخصیت اون فرده! پس با شخصیت باشین!

آهان داشت یادم میرفت! سورپرایز مروارید ومهشید در....ادامه ی مطلب

ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/8/4ساعت 1:31  توسط عباس  | 

نسخه ویرایش شده نرم افزار پیامک فارسی اومد!

سلام عزیزان!

بالاخره بعداز گذشت دو سه روز از وعده همراه اول امروز نسخه ی بتا۱ این نرم افزار اومد

تو این نرم افزار امکان دسترسی به مخاطبین گوشی فراهم شده

ودیگه لازم نیست شماره مخاطبا رو حفظ کنید. البته همون مشکل قبلی یعنی نصب بودن

همزمان این نرم افزار روی هر دو گوشیه فرستنده و گیرنده کماکان پابرجاست.

و البته مشکلات دیگه که با وقتی یه روز باهاش کار کنید متوجه میشید ولی قبول کنید از هیچی بهتره

اینم لینکهای دانلود:

نسخه معمولی (جديد)

فایل فشرده حاوی فایل‌های Jar و Jad برنامه

فایل فشرده حاوی فایل‌های Jar و Jad برنامه، برای گوشی­های فاقد دکمه C یا Clear

نسخه کم‌حجم مخصوص گوشی‌های دارای حافظه محدود (جديد)

فایل فشرده حاوی فایل‌های Jar و Jad برنامه

 فایل فشرده حاوی فایل‌های Jar و Jad برنامه، برای گوشی­های فاقد دکمه C یا Clear

 واسه دریافت فایل راهنما به ادامه مطلب برید ولی فکرنکنم نیازی به راهنما باشه

به هرحال هرجور راحتید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/7/24ساعت 0:27  توسط عباس  | 

به این میگن آخرحال!

خیلی وقت بود که دنبال یه نرم افزاری,سایتی چیزی بودم که بتونم همه ی وبلاگ ها وسایتهای مورد علاقمو یه جا توش بخونم.

با یه سرچ کوچیک به سیستم فید خوان رسیدم.به قول شهرام صولتی گفتم:خودشه,خود خودشه,همونی که من میخواستم.

اگه شما فقط یه بار ازش استفاده کنید مشتری ثابتش میشین چون ویژگی های فوق العاده ای داره.

اول از همه اینکه شما میتونید هرچی سایت ووبلاگ تو دنیای وب هست رو بهش بدین بعد دیگه لازم نیست به تک تک سایتها ووبلاگها سر بزنید که ببینید چیز تازه ای دارن یا نه!

تازه! فکر نکنم انیشتین هم می تونست 25370 تا آدرس اینترنتی رو حفظ کنه چه برسه به من! (این دفعه استثنا ً از خودم مایه گذاشتم ,دفعه دیگه ای در کار نیستا!) مثل سیستم ایمیل ,شما رو از مطالب تازه اون سایت باخبر میکنه.

دوم اینکه میتونید باهاش مخابراتو دور بزنید! یعنی دیگه از لیفتر(شما همون ف*ی*ل؟*ت*ر بخونید) خبری نیست. البته اگر میخوایید واسه همیشه با جمله معروف: مشترک گرامی !....... روبرو نشید باید به جای آدرس اون وبلاگ یا سایت,آدرس فید بورنر شو بنویسید( به سایت www.feedburner.com برید و بعد ثبت نام, آدرس اون سایتو بدین و لینک فید بورنرشو بگیرید)

سوم: میتونید مطالبی رو که ازش خوشتون میاد با دوستاتون به اشتراک بزارید (Share)

چهارم: یه سره میره سراغ اصل مطلب واز قالبهای سنگین ونیمه سنگین بعضی از وبلاگها راحت میشید.

فید خوانها دو نوع هستن : آنلاین و آفلاین

معروف ترین فید خوان آنلاین گوگل ریدر (Google Reader) و بهترین فید خوان آفلاین اسنارفره.

فعلاً دم دست ترین فید خوان گوگل ریدره. به سایت www.google.com/reader برید و بعد از وارد کردن حساب جی میلتون حالشو ببرید. (حتماً نباید دوباره تو گوگل ثبت نام کنین.اگه یه ایمیل حتی با دومین یاهو هم داشته باشین کفایت میکنه)

*******************

پ ن: مرواریدو که میشناسین-یکی از نویسنده های اینجا-قراره فردا پس فردا بره حج. همین طوریش که هر یه ماه میومد آپ میکرد حالا دیگه نور علی نور! التماس دعا داریم حاج خانوم! از به بعد باید حاج خانوم صداش کنیم! چه شود؟!!

 

+ نوشته شده در  2008/7/16ساعت 1:25  توسط عباس  | 

از ساسی مانکن تا معین!

من تقریباً همه نوع موزیک گوش میدم.از سنتی های معین گرفته تا رپ یاس.

ولی چند وقت قبل یه چیزی از بچه ها شنیدم که تصمیم گرفتم که دیگه به هر چیزی گوش ندم.

یکی از دوستان میگفت آهنگی که یه نفر گوش میده روی حرف زدنش هم تاثیر میزاره.

اومدمو اینو رو خودم امتحان کردم. یه هفته ی تمام به غیر از یاس و فارزو 0111 وساسی مانکن

چیز دیگه ای گوش ندادم.

دیدم اون چیه؟!! حرف زدنم شده مثل رپ خوندن;تند وسریع با لکنت!

تازه!چه سوتی هایی میدادم,یکیش هیچ وقت یادم نمیره,مامانم ازم پرسید ساعت چنده؟

من گفتم: دوشنبه

در حد بوندس لیگا بود.نه؟!!

با خودم گفتم : مسعود ژان! (همون جان) زدی تو خال,به قول پژمان " You Hit The Point!"

هفته ی بعد رفتم سراغ موسیقی سنتی,آرشیو معینو کشیدم بیرون,آلبوم سعید جعفری رو هم زدم

 تنگش گوش دادم. به قول قطبی "محشر! "

شبای رفتن تو....شبای بی ستارست....ببین که خاطراتم ....بی تو چه پاره پارست.

تو مکه ی عشقیو من...عاشق رو به قبلتم.....من اولین قربونیه ....عیدای فطر کعبتم

واقعاً صداش آدمو جادو میکنه. تازه میفهمم که چقدر دور از جون خودم وشما نفهم بودم

(البته میفهمیدما ولی متوجه نمیشدم).

به قول قزوینیه که پشتشو تو آینه میبینه ومیگه: یاردر خانه و ما گرد جهان میگردیم!

این آهنگای ترکان تو هاردم بودن ولی من میرفتم ساسی مانکنو فارز گوش میدادم.هی میگفتن:

بیا پیشم بمون عشقم آره کار دیگه بسه......تو چشات خوشگله میدونی خوراک آتلیه عکسه

دختر تهرون بیا...مخ میزم جون بیا...نکن پریشون بیا

خودشونو گیر آوردن با این خوندنشون

به قول وحید: خو خواننده امَ...خو رپ خوانماَ...خو دولَماَ.....

**************************************

پ ن: چند روز پیش یکی واسم کامنت گذاشته بود در حد تیم ملی که نه!

در حد یورو2008والمپیک پکن ضایع بود.

دیگه همه جور کامنتی دیده بودیم الا این:

ژل مخصوص آقایون با خاصیت کلفت کنندگی,بزرگ کنندگی و....

فکر کنم بقیشو نگم بهتره! این دیگه چی مسخره بازیه  آخه؟!!  حالا اینجاش باحاله,نویسنده:آقای سلامت

تو اگه سالم بودی این کامنتو نمیزاشتی! بد میگم؟!!

 

+ نوشته شده در  2008/7/6ساعت 20:7  توسط عباس  | 

صومعه سرا;محرومیتی در حد تیم ملی!

من یه صومعه سرایی هستم.خیلی هم راحت اینو میگم.اصلا هم خجالت نمیکشم.ولی واقعا واسه بعضی از مردم این شهر افت داره که بگن اهل کجان .اکثرشون وقتی میخوان تو یاهو چت کنن میگن رشتی هستم.البته شاید یه کم حق با اونا باشه,چند سال پیش وقتی واسه اولین بار اسمی از صومعه سرا تو تلویزیون آوردن گفتن که این شهر محرومترین شهر ایرانه.

20سال پیش-اون موقع که من هنوز به دنیا نیومده بودم- تنها سینمای صومعه سرا آتیش گرفت و تا حالا هم نه اونو بازسازی کردن نه یکی دیگه ساختن,هرچند تو این اوضاع سینمای ایران  دیگه فیلم دیدن اونم از نوع ایرانی زیاد طرفدار نداره ولی هرچی باشه ,وجودسینما واسه یه شهرستان واستفاده از اون ,میزان فرهنگ مردم اون شهرو نشون میده.فعلا که ما از راههای دیگه میگیم که چقدر با فرهنگیم!!

این شهرستانوهنوزم که هنوزه خیلیا نمیشناسن,نشون به این نشون که تا حالا چند نفر تو همین وبلاگ ازم پرسیدن:این صومعه سرا تو کدوم استانه؟!! منم گفتم: تو امی برارجانی,صومعه سرا گیلانه شینه.

این شهر خیلی کوچیکتر از اونیه که فکرشو میکنید.تابستون که میشه وقتی میخوایم مثلا اوقات فراغتمونو پرکنیم فقط 2 راه به ذهن بچه ها میرسه:1-قلیان سرا 2- متر کردن خیابونا

از نظر قلیان سرا باید بگم که صومعه سرا رکورددار این جاهاست یعنی نسبت تعداد قلیانسرا با تعداد جمعیت این شهر اصلا جور درنمیاد. تا دلتون بخواد تو این شهر قلیان سرا ریخته.(خار هرچی نسبت استانداردو عزادار کرده! )

حالا میمونن اونایی مثل من که اصلا اهل دود و دم نیستن.تکلیف ما چی میشه؟!!

آهان! راه دوم یعنی متر کردن خیابونا.

اگه خیلی دیگه خوشبینانه نگاه کنین,این شهر 4تا خیابون بیشتر نداره. امکان نداره تو بری تو شهر با بچه ها قدم نزنی ویه آشنا رو کمتر از 3-4بار نبینی! بار اول میگیم سلام.چون میدونیم کمتر از 10 دقیقه دیگه دوباره همدیگرو میبینیم بقیه حرفارو میزاریم واسه سری های بعد. بار دوم لبخند ملیحی به هم میزنیم و رد میشیم.5 دقیقه نمیشه که دوباره میرسیم به ته خیابون.

به ساعت نگاه میکنیم میبینیم هنوز تا شب خیلی مونده پس یه دور دیگه متر میکنیم شاید چیز تازه ای گیرمون اومد.

شاید بگین چرا یه باشگاهی چیزی نمیری؟ شما به هیکلم تو عکس سمت راست نگاه کنین ببینین اصلا تو قدو قواره های باشگاه رفتن هست؟ پارسال یه 4 جلسه ای که رفتم بدن سازی بیشتر از میله خالی نتونستم بزنم. خنده بودا! دیگه دیدم داره آبروم تو شهر میره گذاشتم کنار,گفتم من اینجوری ام.هر کی میخواد بسم الله..هر کی هم نمیخواد......(در مورد زن گرفتن میگم)

بله! اینه کار ما تو تابستون:علافی در حد تیم ملی!

 

+ نوشته شده در  2008/7/4ساعت 16:39  توسط عباس  | 

ماجرای ما و حراست دانشگاه

سلام! امروز میخوام ماجرای ما و حراست دانشگاهو واستون بگم اول بزار شخصیتارو واستون معرفی کنم: نیناو نسترن وگیلدا ودیاناو وحید همکلاسیام هستن.آزاده ومتین هم دانشکده ای! چند دقیقه ای بیشتر نبود که امتحان ریاضیمون تموم شده بود.منو بچه ها رو سکوهای جلوی ساختمون مرکزی نشسته بودیم داشتیم سوالا رو باهم چک میکردیم. دیانا مثل اینکه امتحانشو بد داده بودو اعصابش خورد بود. ماهم واسه اینکه یه کم از اون حالو هوا دربیاد شروع کردیم به خنده وشوخی واز این جور چیزا. یه لحظه من دیدم انتظامات داره مارو نگاه میکنه. ولی چون ما داشتیم کار خاصی نمیکردیم و طبق معمول روزای قبل بودیم زیاد حساس نشدم.چند دقیقه بیشتر نشد که دیدم بععععله! 2نفر اومدن پیشمون گفتن:کارت دانشجویی لطفا! آزاده میخواست زرنگ بازی دربیاره گفت ندارم.ماموره هم گفت:پس برو تو ماشین بریم حراست! ماهم که دیدیم اوضاع خیطه کارتا رو دادیم.کارتا رو برد تو ماشین که شماره دانشجویی رو بنویسه همه دورش کردیم شروع کردیم که سوال کردن -آقا شماره چرا دارید این کارو میکنید؟ -بگیدما جیکار کردیم؟ -چرا اسمامونو مینویسید؟ متین:ببینید آقا! ما حقوق خونده ایم.اینطوری که نمیشه!شما اول بگید بعد بنویسید ماموره:وقتی شما با صدای بلند میخندین,با ماشین Take Off میکشید,جیغ میکشید (خدایی این رقم کارو دیگه نکرده بودیم.نمیدونم از کجا شنید!) انتظار دارید حراست که از طبقه بالا شمارو میبینه کاری نکنه؟!! - ما کی جیغ کشیدیم آخه؟!! ما طبق معمول داشتیم با هم سوالارو چک میکردیم! ماموره:من نمیدونم.من مامورم,برید طبقه سوم از حراست بپرسید ماهم که تو این جور کارا کم نمیاریم رفتیم حراست.یه اتاق ساکت وآروم. یه جوری میشد آدم وقتی میرفت اونجا! یه دختروپسر دیگه هم اونجا بودن که داشتن از یه نگهبان واسه بد حرف زدنش شکایت میکردن. کارمند حراست هم بهشون گفت:شما خیالتون راحت! باهاش برخورد میکنیم! چند دقیقه بعد یکی از کارمندا اومد گفت که 2 نفر از شما که بتونم باهاش راحت صحبت کنم بیاد اتاق بغلی,وحیدومتین باهاش رفتن. ما موندیمو یه کارمند حراست که سنش حدود40-45 بود. خلاصه یه کم باهم درباره بخشنامه جدید باهم صحبت کردیم تا وحیدو متین بیان. بعد از نیم ساعت دیدیم متینو وحید با اون کارمند حراست دارن میان. کارمنده گفت: که با توضیحاتی که دوستاتون دادن فهمیدم که یه سوء تفاهم بیشتر نبوده و میتونید برید. آی خدا بابا مامانتو واست نگه داره! ما که اینو از اول گفتیم چند روز بعد از این ماجرا فهمیدم که بهترین کارو کردیم خودمون رفتیم حراست. چون اگه نمیرفتیم ممکن بود اون ماموره تو گزارشش هرچی بنویسه (مثل اون جیغ زدن که ما اصلا روحمون هم خبر نداشت) واز ما تعهد بگیرن واسه کار نکرده.
+ نوشته شده در  2008/6/28ساعت 15:22  توسط عباس  | 

ما نصف شما بودیم ....

چند روز پیش یه خبر تو ایسنا خوندم که خیلی جالب بود.

  نوشته بود که تو یه تحقیقی  که تو آمریکا انجام شده بود دیدن 70 درصد زنها در طول روز به خرید فکر میکنن.تا اینو خوندم به یاد مردهای بیچاره افتادم. آخه موقع حرف که میشه میگن چرا سن ازدواج بالا رفته؟!!....چرا کسی به فکرش نیست؟!!....ما نصف شما بودیم داشتیم تو ثبت احوال شناسنامه هفتمین بچه مونومیگرفتیم...چراتو20 سالگی زن نمیگیری و اینا...

آخه مگه خرج زندگی یکی دوتاست؟!! هان؟!! ازدواج خرج لباس داره.تالار داره.شام داره.تازه یه خرج مادام العمر داره که خدارو شکر با این تحقیق آمریکایی ها جنبه علمی پیدا کرد.

آخه منی که تا22سالگی باید دنبال لیسانس  باشم.الحمد الله جامعه ماهم که به لیسانس دیگه قانع نیست.پس تا24-25 رو واسه فوق باید رزرو کنی.بعدشم قربونش برم سربازی.همونی که خر میری آدم برمیگردی.ما اگه بخوایم خر بمونیم کیو باید ببینیم؟!!بعد سربازی دنبال کارو خونه.یعنی با یه حساب سرانگشتی تا28سلگی وقتت پره.

حالا بیاید فکر کنید یکی تو وضعیت من بیاد22 سالگی ازدواج کنه.حالا خرج عروسی به حساب بابا.خونه رو هم بابا  واسم بگیره ولی دیگه پول خریدهای خانمی رو که در طول روز فکرش دنیال خریده که بابام نباید بده.پس من اینجا چیکاره ام؟.بگید چفندر دیگه! یعنی رسماً من زن نگرفتم.بابام ...ولش کن.

تازه غیر این خریدها یه سری خریدهای ثابت هست.فلان کس میخواد زن بگیره این خانم لباس میخواد.فلان کس تولدشه این خانم لباسش دمده شده.به قول معروف نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم.من خدارو شکر فعلا مجردم ولی از حال متاهلا بی خبر نیستم.

بگذریم! نمره امتحانا یه غیر2تا بقیش اومد.من شاگر اولیمو از دست دادم! نسترن اول شد.مبارکش باشه.الان اگه بگی نسترن شیرینی رو رد کن باید.میگه کی واسه شاگرد اولی شیرینی میده آخه؟!!

نمیدونم این ترم چرا اینطوری شد.من کم خوندم یا بقیه زیاد؟!! البته تو کم خوندن من که شکی نیست.آخه یه بار نشد تو کلاس جزوه بنویسم.وای چه دورانی بود.منو 2تا وحیدا همش خنده ومسخره بازی تو کلاس داشتیم.من که آماده باشم واسه خنده.منتظرم یکی یه چی بگه تا نیشم واسه 10 دقیقه باز شه.همش از نینا ونسترن التماس جزوه داشتم.دمشون گرم!.یه سرفه استاد روهم جا ننداخته بودن .بعدشم انتشارات دانشکده واسه کپی.دیگه این روزای آخر انتشارات مثل  دکترای فوق تخصص وقت میداد:

-آقا فرداساعت 2بیا بگیر.میبینی که سرم شلوغه!

البته استادا هم نمیدونم چرا اینطوری نمره میدن.انگار به اسمه.اگه میدونستم اینطوریه لقب "ترکان" رو تو ورقه هام مینوشتم.

سلام یادم رفت.حالا هم سلام وهم خداحافظ تا پست بعدی.

 

+ نوشته شده در  2008/6/25ساعت 15:42  توسط عباس  | 

بازی!

سلام!یه ۲روزی هست که دانشگاه تموم شده ولی من اصلا خوشحال نیستم.

مامان! من میخوام برم دانشگاه...من دانشگاه میخوام...من میخوام.

بگذریم!بیشیم سر اصل مطلب.

چند وقتیه که این بازیهای وبلاگی افتاده رو بورس.

منم خیلی وقت پیش میخواستم این پستو بنویسم ولی وقت نداشتم.

حالا بازی شکلکارو میزارم واسه دوستام.

اول از همه خودم: همیشه نیشم بازه

حالا دوستای وبلاگی(الیته تا حالا هیچ کدومشونو ندیدم ولی از رو وبلاگشون روحیه شونو حدس میزنم)

مروارید: ناراحت وافسرده

(الان:شنبه ۵ مرداد) مروارید ومهشید در مکه!

مهشید:از مطالبش غم میباره ولی تو معرفیش نوشته که خیلی دختر شادیه!

من نمیدونم کدومشه!

الهه خانوم:همیشه شادو در انتظار رفتن به خونه ی بخت والبته تلاش برای لاغری

آقای اجًر:همینه

و صدرا مصباح  :

حالا دوستای دانشگاه و همشهری:

آرمین مهندس برق(جان...)

سبحان:یه میکی مهندسه ولی فقط شکلک عمران رو پیدا کردم! بیخیال.همین هم قبوله

پژمان:حالی به حالی شایسته اوست.

حالا استاد پژمان اینا:

وحید آقای عرب ( فامیلش عرب نیستا!یه راهنمایی:

به زن کسی که مهندس باشه میگن خانم مهندس.حالا به وحید که.... عرب میخونه چی میگن؟!!ها!

من فقط راهنمایی کردم.همشو نگفتم وحید!)

کلاُ آدم غیرقابل پیش بینییه.مثل پژمان.فقط این شکلک واسه دقایق بعد از امتحان برازندشه

حالا اون یکی وحید:1. مدرس حوزه ودانشگاه وصد البته تعلیقی

(خودش معنی این شکلکو میفهمه)

2.قلیان کش اساسی

نیناشاهکار جزوه نویسی که برنده جایزه نوبل شده .این واسه وقتایی که سربه سرش میزاریم

 

ونسترن :دختری که هیچ کس تا حالا کیف پولشو ندیده و این ترم شاگرد اول شده

حالا اگه ازاین شکلک ۲نفرو وردارین میشه نینا ونسترن وقتی که باهم هستن

دیانا:فقط گریه

گیلدا:شوماخر دانشگاه.با میانگین 1تصادف در روز

آزاده ومتین:پت ومت دانشگاه

اینم عبادی دافی:

رامتین:گیج

نیما(همون چنگیز دانشگاه)متخصص در جمع کردن بچه ها واسه اردو

دیگه به قول اون مزاحم تلفنیه خیلی دیگه دارم نفهم گیری میکنم.بازم بودن دوستان ولی ...آهان شروین زبان روسی:یعنی با این شکلک مو نمیزنه تو راه رفتن

از این شکلکا ناراحت نشین فقط یه شوخیه !

+ نوشته شده در  2008/6/24ساعت 0:30  توسط عباس  |